تبليغاتX
زیستن برای بازگفتن

زیستن برای بازگفتن

خدا حجاب است

خدا زیباست. حجاب زیباست. رعایت حجاب الزامی است. در نتیجه خدا حجاب است و البته رعایت اش هم الزام آور است پس شما خود را ملزم به رعایت خدا می دانید. 

پس لطفا

در این مکان خدا را رعایت کنید.

خدا حجاب است تا زمانی که به جای آن که به گرد خورشید خویشتن خود نچرخیم( اومانیسم) و صرفا گرد خورشیدی موهومی که بر اثر حجاب نیز کسوف کرده است، می چرخیم. رعایت حجاب اسلامی در مکان های مختلف زیست روزمره شهری مان الزامی است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 18:37  توسط فواد شمس  | 

فوتبال افیون هزاره سوم است.  زمین سبز بازی تبدیل به جایی ورای واقعیت زندگی روزمره می شود. تبدیل به محل جدال گلادیاتور های هزاره سوم!

 هر لحظه که سلاطین و امپراتور ها و ژنرال های دنیای واقعی اراده کنند در این زمین مستطیل شکل سبز رنگ سلاطین و امپراتور ها و ژنرال های سرخابی رشد می کنند.

هر لحظه که بخواهند  افکار مردم را از واقعیت های کثیف جامعه دور کنند به فوتبال پناه می برند. فوتبال بازی پولدارهاست با تماشاچی های فقیر! 

اگر در هزاره های قبل از میلاد گلادیاتور های فقیر هم دیگر را می کشتند تا پول دار ها سرگرم شوند اکنون پول دار ها در وسط زمین با هم بازی می کنند تا فقیر ها را سرگرم کنند.

اما این بازی یک جایی به انتها می رسد.آن هم زمانی است که تماشاچی های فقیر اراده می کنند که بازی گر وسط میدان باشند. تماشاچیان  که اکثرار جوانان تهی دست هستند، اکنون تبدیل به یک دسته گلادیاتور شده اند.  اما سیستم چنان طراحی شده است که سریعا واکنش نشان می دهد و یک دسته  جوان تهی دست دیگر را در لباس متحد الشکل برای سرکوب  گلادیاتور های اول می آورد و این جا است که در واقع بازی تازه آغاز می شود.

اما دیروز زمین فوتبال نیز به اندازه ی خود واقعیت زندگی آن هزاران جوان سیاه  و البته سرخ رنگ  شد.  به واقع بعد از سوت پایان بازی داور! تازه بازی اصلی شروع شده بود.

اکنون دیگر به واقع خود گلادیاتور ها بودند که در وسط زمین  یک دیگر را تکه پاره می کردند  اما قرار نیست ما شاهد باشیم ناگهان تلویزیون صحنه هایی از دلاور مردان ایران زمین اسلامی را برای مان نشان می دهد تا ما با واقعیتی که ده ها هزار جوان  که اکثرا از طبقات فرودست جامعه روبه رو شدند رو به رو نشویم.

 باید تنها صدای دل نشین عادل جان را بشنویم که از زحمات نیروی انتظامی تشکر می کند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 10:16  توسط فواد شمس  | 

۱- کارتون کایوت و Road Runner را  به طور قطع دیده اید. تاکنون با خود اندیشیده اید که چه چیزی در این کارتون آن چنان جذاب است که میلیون ها مخاطب را به خود جذب می کند؟ به نظر من یک هم ذات پنداری بین مخاطبان این کارتون یعنی ما انسان های زیست کننده در دوران مدرن با قهرمان بی چاره این کارتون یعنی "کایوت" همیشه شکست خورده وجود دارد.

۲- کایوت ها  گرگ های همیشه گرسنه و بدبخت و البته خبیثی هستند که در صحرا های جنوب غربی آمریکا زیست می کنند که در فرهنگ عمومی مردم آن جا موجوداتی خبیث هستند که هم واره مورد غضب واقع می شوند، اما در این کارتون به طور قطع بار ها شده است که ما با کایوت داستان احساس هم دردی کرده ایم و برای اش دل سوزانده ایم. چرا؟

۳- به نظر می رسد "کایوت" در این کارتون نمادی از انسانی است که در زندگی در دروان مدرن هم واره در پی یک هدف و آن هم  رسیدن به "کامیابی" به چنگ آوردن Road Runner است و برای آن دست به رقابت "غیر طبیعی" می زند. اما همیشه "نا کام" می ماند. در این داستان به هیچ وجه نباید تصور کنید که کایوت می خواهد Road Runner را بگیرد تا آن را بپزد و بخورد چرا که اگر این گونه بود به جای این همه خرج برای گرفتن وسایل و ابزار های مختلف برای به دام انداختن Road Runnerبهتر بود هزینه آن را برای سفارش دادن یک پیتزا یا جوجه کباب  مصرف می کرد. در این جا هدف غائی کایوت  ارضای "نیاز طبیعی" گرسنگی اش نیست. بلکه ارضای یک "غریزه غیر طبیعی" و تحمیلی به نام " کامیابی" در یک رقابت است.

۴- در این داستان Road Runner نماد یک موجود موفق در زندگی مدرن است.از اسم او هم پیداست. وی دونده ی جاده هاست. وی هیچ کنشی به غیر از دویدن و "میگ میگ" کردن انجام نمی دهد اما همیشه موفق است. البته موفقیتی که تنها در چارچوب جاده های از پیش ساخته شده می گنجد. Road Runner هیچ کار مشخصی جز دیویدن در جاده ها ندارد. او حتی جاده ی جدیدی هم نمی سازد و تنها در جاده های از پیش ساخته شده می دود. او هیچ گاه از جاده هم بیرون نمی زند و این است رمز موفقیت وی!

پیام اخلاقی در این جا آن است که اگر می خواهید در زندگی  کنونی خود موفق باشید باید هم واره تنها در چارچوب ها بدوید در جاده های از پیش ساخته شده و سعی برای تغییر آن مساوی است با یک یک کنش بلاهت آمیز که تنها  موجب خنده مخاطب می شود.

۵- ما با کایوت احساس هم دردی می کنیم  اما هیچ گاه هم نشده که از Road Runner بدمان بیایید و از  این موجود متنفر شویم.  دلیل هم آن است که Road Runner هیچ کنشی انجام نمی دهد تنها حضور دارد. در صحنه ها حضور دارد  و حضور خود را با میگ میگ کردن اعلام می کند و هر میگ میگ شیپور آغاز یک جنگ  یک طرفه و بلاهت آمیز است. Road Runner هیچ گاه به کایوت آسیبی نمی رساند کایوت هر آسیبی که می بیند از زوایای دیگر است.

۶- کایوت قربانی ابزار ها و وسایلی است که کمپانی AMCD  تولید می کند.  او قربانی کارکرد های این ابزار هاست. او هیچ بلاهتی ندارد جز به کاربردن چندین باره وبی پایان ابزار هایی که هم واره او را قربانی کرده اند. از طرف دیگر کایوت قربانی تغییر وضع طبیعی است تمام قوانین غیر قابل تغییر طبیعت در مقابل وی تغییر می کند و همه چیز دست به دست هم می دهد که کایوت نا کام باشد .

به طور مثال بار ها دیده اید که قانون جاذبه  ناگهان معکوس شده است. در این جا نه تنها باید به کایوت و بد بختی هایش بخندیم بلکه باید به ریش نیوتن هم بخندیم و به نیوتن متذکر شویم که آری هر آن چه که سخت استوار است در دوران مدرن نا گهان دود می شود به هوا می رود، حتی قانون جاذبه آقای نیوتن!

۷- کایوت ناکام است و این ناکامی اش بی پایان است چون وی بلاهت خود را در استفاده از ابزار های کمپانی AMCDهمچنان ادامه می دهد. حتی هیچ گاه سعی نمی کند از توانایی های طبیعی خود استفاده کند وی همیشه متکی به ابزار های این کمپانی است و همیشه محکوم به ناکامی!  

۸- هیچ گاه کایوت نباید از بین برود. چون لازم است این چرخه ادامه پیدا کند. حتی کایوت خسته هم نباید بشود. کایوت باید زنده باشد و ادامه دهد به عبارتی نیروی کار وی باید بازتولید شود. وی نا کام است اما باید ادامه دهد.  البته این فرض هم به اندازه کار های کایوت بلاهت وار است اگر خیال کنیم که Road Runner موفق است. نه ! وی نیز موفق نیست چون تعریف موفقیت آنی نیست که تنها در چارچوب های یک نظم و جاده های آن بتوان با سرعت بسیار دوید و این امر را تنها هزاران بار تکرار  کرد. Road Ruuner هم به اندازه ی کایوت بد بخت است چون در چارچوب این سیستم تنها حق دارد که برای زنده ماندن با سرعت هر چه بیشتر بدود.

۹- خیال نکنید داستان کایوت و Road Runner تنها مختص صحراهای خالی از سکنه ی جنوب غربی آمریکا است.  در یک قسمت کایوت عاصی شد و با کندن تونلی با گذشتن از قطر زمین به سر زمین چین فرار کرد اما آن جا نیز ناگهان با یک Road Runner دیگر مواجه شد. البته Road Runner آن جا بومی شده بود و چینی بود. این است راز مانندگاری نظم موجود تلاش برای بومی سازی موفقیت!  این جاست که می فهمیم که نظم کنونی جهان شمول است و به قول آن پیر مرد پر موی اواخر قرن ۱۹ دیوار های چین را هم فتح کرده است. داستان ناکامی های کایوت یک امر جهان شمول است.

۱۰- ما همه در وجوهی از زندگی مان یک کایوت هستیم. تنها ناکام می شویم و باز هم باید زنده بمانیم که این چرخه ی ناکامی مان ادامه یابد. تا کمپانی های بزرگ بتواننند بیشتر سود کنند.  اگر هم خیلی زرنگ باشید و بتوانید با سرعت بدوید تنها در جاده هایی خواهید دوید که بی انتها هستند و هیچ مقصدی در آن جا متصور نیست و تنها لقب "دونده جاده های" زندگی را به شما خواهند داد. من که ترجیح می دهم در زیر آفتاب داغ صحرا های خالی بنشینم و حمام آفتاب بگیرم نه این که از ابزار ها استفاده کنم و یا  فقط بدوم  برای هیچ!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 20:17  توسط فواد شمس  | 

افشین قطبی به واقع امپراتور است. زمانی که محبوب ترین سریال های تلویزیونی  هم در جهت تقدیس امپراتو ها هستند. زمانی که در آشپزخانه قصر هزاران انسان برای یک امپراتور جان می کنند زمانی که "امپراتو دریاها" حتی از" لین چان" هم محبوب تر است. در این زمان است که افشین قطبی هم امپراتور می شود. و در این جا است که خدا هم پرسپولیس را دوست دارد.

آری بار دیگر خدا را به زمین آورده اند این بر زمین سبز فوتبال و این است راز سکولاریسم فوتبالی!

 اما ما همچنان در نوستالژی دهه ۷۰ می سوزیم! هنوز یادمان نرفته که پرسپولیس رویایی ما پرسپولیسی بود که لات های چاقو کش اما با مرام داشت. محرمی ها و کرمانی مقدم ها و شاهرودی ها  کجا این بچه سوسول های جدید( خلیلی و واحدی)  کجا!

علی پروین در حضور آیت الله خمینی!

در زمانی که سلطان ها حکومت می کردند اندکی بازی ها زیبا تر بود پرسپولیس به لطف خدا و بندگان خدا ( بخوانید فدراسیون و دیگر پشت صحنه ها ) قهرمان نمی شد بلکه به لطف مرام های محرمی و کرمانی مقدم و شاهرودی و پیوس و... با هدایت سلطان علی پروین قهرمان می شد! آن هم هدایتی که با فرهنگ جامعه ی ما بسیار هم خوانی داشت!  چون در آن زمان همچنان خدا در آسمان بود و حکومت را ه دست سلطان های زمینی سپرده بود . پروین نیازی به دوست داشته شدن از طرف خدا نداشت پروین خود دوست داشتنی بود چون "مردانه" حرف می زد.

 دروازه حکم" ...." ننت را دارد، باید از ورود توپ به آن جلو گیری کنی!

اما شرایط عوض شده است. امپراتور ها با همکاری خدایگان فوتبال ایران می روند که بار دیگر پرسپولیس را قهرمان کنند این قهرمانی دیگر برای من مزه ی گذشته را ندارد و تنها دلیلی که می توان آن را پذیرفت آن است که اصفهانی ها قهرمان نشوند همین!

پس حمله حمله تیم پروین( وای ببخشید) افشین! گل بزن گل بزن یالا قهرمان!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:36  توسط فواد شمس  | 

گاهی شرایط زیستن به شکلی است که برای "تعبیر" و تنها تعبیر نه "تغییر" جهان می بایست سبک گفتنی متفاوت یافت!

گاهی باید در مقابل سوالی که " چرا می چرخه زمین؟ چرا خورشید می تابه؟" به جای آن که همچون گالیله سعی در یافتن این چرایی از راه علمی اش باشیم. باید  به شکلی کلبی مشربانه رهایش کرد.

در این شرایط است که برای بیان وضع موجود و تنها برای بیان اش نه تغییرش باید سبکی متفاوت جست که البته گاهی خوانندگان پاپ ایرونی این راه را به ما نشان می دهند .

پس ما هم در جواب سوال بزرگ زیستن به جای آن که گالیله وار مجبور شویم در مقابل یک دستگاه قدرت مدار نهایتا کوتاه باییم کلا آن قدرت را نادیده می گیریم  و تنها مشروعیت تصمیم گیری در مورد دلیل و چرایی این سوالات مهم را به "عشق " مان  می سپاریم. پس با کامران و هومن همنوا می شویم که:

چرا خورشید می تابه؟ چرا می چرخه زمین ؟ عشق من بگو چرا؟ "تو فقط" بگو همین!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 10:18  توسط فواد شمس  |