تبليغاتX
زیستن برای بازگفتن

زیستن برای بازگفتن

پشت تلفن گریه ام می گیرد. باورم نمی شود. صدای محسن است. همان صدای همیشگی همان صدای زنگ دارش که برخلاف فامیلی اش هیچگاه غمین نبوده نیست و نخواهد بود.

محسن همان محسن است. ندیدمش اما همان ۱ دقیقه صدایش برای من جای هزاران دقیقه ای که ندیدمش و صدایش را نشنیده ام را می گیرد.

دلم می خواست محسن را محکم در آغوش گیرم. اما ... مهم نیست همان صدایش برای نیم ساعت گریستن در این زمستان سرد کافی بود. همان صدایش که یادآور خاطرات این چند هفته و چند ماه بود کافی بود.

صدای محسن یادآور صدای تک تک رفقای دربندمان بود که نشنیده ام! یادآور صدای تک تک بچه های پلی تکنیک  ... صدای محسن برایم یادآور صدای همیشه شاداب و شوخ و گزنده ی علی سالم است. ای کاش زودتر علی سالم را ببینم و صدایش را بشنوم.

همان طوری که زمانی که روزبهان را در آغوش گرفتم بوی کیوان را برایم داشت.

صدای محسن برای من در این شرایط به اندازه تمام دنیا ارزش داشت. به واقع در این جاست که می فهمم که تنها صداست که می ماند.

خوش بختانه ۲ تن دیگر از بچه ها انوشه آزادبر و فرهادی آهنگران نیز آزاد شدند. تبریک و هزاران تبریک به خانواده و رفقای اینان. اما از آن طرف هنوز نگران بچه های دیگر هستیم. امیدوارم بعد از ماه ها خبر بد در این هفته شاهد اخبار خوب باشیم. اما شاید این امیدمان را بازداشت های ادامه دار بچه های چپ  و اخبار کشته شدن و سرکوب گسترده ی بچه های کرد تبدیل به یاس کند اما می دانم که اعتراض و صدا های ماست که نمی گذارد. این صداست که می ماند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 22:25  توسط فواد شمس  | 

سرکوب ادامه دارد. حتی تشدید شده است. یک دانشجوی کرد در زندان ها کشته می شود. اخبار نگران کننده ای از شکنجه و بد رفتاری و خودکشی و... از بچه ها می رسد. بعد از حدود ۵۰ روز تازه دارند به صورت قطره چکانی بچه ها رو آزاد می کنند.

در این شرایط بازداشت ها ادامه دارد. بچه های بیشری را گرفته اند. خیلی ها تحت تعقیب هستند و...

اما در این شرایط نکته جالب  سکوت تایید آمیز و بعضا همراهی برخی که گویا قرار بوده مخالف نظام باشند جای بسی توجه دارد. در این میان اصلاح طلبان حکومتی که در آستانه ی هر انتخابای برای تقسیم غنائم جنگی به جان هم می افتند دعوای شان بین شیخ اصلاح طلب و سید خندان و منت کشی های گاه و بی گاه برای تایید صلاحیت شان از همه چیز برای شان ارزشمند تر است. اما اقایان مطمئن باشید که حتی اگر کسی در انتخابات هم شرکت کند که آن کس شرافت انسانی اش را فروخته است به شما رای نخواهد داد. انتخابات واقعی را ما در بند ۲۰۹ اوین و دیگر زندان ها برگزا می کنیم. نمایندگان واقعی مردنم در زندانند!

از آن طرف اپوزیسیون راست که شامل ناسیونالیست های افراطی و ناسیونالیست های پرو آمریکایی می شود هم حتی گام را از اصلاح طلبان فرار نهاده اند. و بسیار مشعوف خوشحال از سرکوب چپ ها و البته فعالان ملیت های تحت ستم هستند و این شادی شان را پنهان نیز نمی کنند. چون وطن آریایی -اسلامی پر عظمت شان با این تاریخ پر گوهرش و پرچم شیشر و خورشید شان انقدر برای شان مهم است که جان انسان ها را و خون شان را برایش خواهند ریخت. اما آیا شما باورتان می شود در پشت این شعار های احمقانه چیزی جز منافغع کثیف شان وجود داشته باشد؟

در کنار آن البته سکوت برخی دیگر که انتظار بیشری از آنان است سوال برانگیز است.

اما با وجود تمام این سرکوب ها و ....... امید وارم این شعله خاموشی نگیرد که احتمالا اگر ما بخواهیم می توانیم نگذاریم که خاموش شود.

در اخر با توجه به حساس بودن شرایط و با توجه به اخبار کشته شدن یک رفیق گرامی کرد در زندان سنندج و اخبار نگران کننده ی دیگر می گویم هر کس سکوت بکند به احتمال قوی با جنابت کار همراه است. پس لطفا سکوت نکنیم اعتراض کنیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 15:51  توسط فواد شمس  | 

درست ساعت 14 امروز یعنی درست بعداز 1000 ساعت تلفن زنگ می زند. این 1000 ساعت هر بار که تلفن زنگ زده همیشه اخبار بد منتظرم بود اما این بار اخبار خوب بود.

آری روزبهان عزیزم! آزاد شد. از خوشحالی تنها گریستم همان طوری که امروز بعد از ظهر در آغوشش اشک در چشمانم حلقه زد.

روزبهان امروز همان روزبهان همیشه گی بود. روزبهانی که همیشه با آن لحن زیبایش تند ترین حرف ها را به زیباترین قالب ها می گوید. روزبهان همان روزبهان بود. فقط لاغر تر شده بود و موهایش!!!!!!؟؟؟

روزبهان موهایش را از دست داده است اما خیلی چیز ها را به دست آورده!  موهای روزبهان را کوتاه کرده اند. یاد فیلم فارنهایت افتادم که موهای همه را کوتاه می کردند تا یک شکل شان کنند اما....

روزبهان  از 1000 ساعت مقاومت. از 1000 ساعت دغدغه هایش از غم هایش از شادی هایش از خواب هایش از بچه ها می گفت. خاطراتی که همه همچون فیلم سینمایی برایم قابل تداعی است.

روزبهان از کیوان می گفت که هنوز همان کیوان است. همان کیوان محکم! همان کیوان قابل تکیه! کیوانی که در 2 تا 3 روزی که روزبهان با او بوده است هنوز همان کیوان است امید وارم بقیه بچه ها هم همان هایی باشند. که باید باشند.

روزبهان بدان که در این 1000 ساعت تنها نبودی در غم ها و شادی و .. همه چیز با هم شریک بودیم هرچند دیوار های بلند باستیل خاورمیانه! (اوین) ما را از هم جدا کرده است. باستیلی که روزی شاید با گل و بوسه و اشک و عشق فتح اش کنیم! باستیلی که از دل از "باریکاردر" های بزرگی بیرون خواهد آمد!

امیدوارم تا روز های آینده در مورد کیوان، نسیم، علی، محسن، مهدی،هادی، روزبه،انوشه،ایلناز،امین،مرتضی، سروش،و تک تک بچه های دیگر هم این متن ها را بنویسم!

1000 ساعت مقاومتت به پایان رسید. روزبهان! اما تو هنوز هستی! همان روزبهانی که باید باشی و هستی!


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 1:45  توسط فواد شمس  | 

بچه های وبلاگ نویس برای حمایت از رفقای دربندمان روز ۱۰ بهمن را انتخاب کرده اند.

من را نیز دعوت به همراهی کرده اند. ضمن تشکر صمیمانه از این رفقا که در این روز های سرد زمستانی که روز هاست با دوری بهترین رفاقیم بر سرما و سیاهی آن افزوده شده است  با این اقدامات گرمایی دوباره به زندگی روزمره مان می بخشند. با کمال میل در این حرکت شرکت می کنم و امیدوارم این امر با تلاش تک تک مان فراگیر شود . تبدیل به یک حرکت عمومی لااقل در فضای مجازی شود تا فردا  در جهان واقعی تر و در خیابان ها

 برای رهایی انسان و تحقق امر ضرورت رهایی انسانیت که به نظر من در سوسیالیسم محقق می شود تلاش کنیم. همان آرمانی که اکنون ده ها تن از زیباتارین فرزندان آفتاب و باد برای آن در بند هستند.

البته این نکته را هم اضافه کنم که بسیار بسیار بسیار امیدوارم که تا روز ۱۰ بهمن تمامی دانشجویان چپ و آزادی خواه و دیگر فعالان دانشجویی دربند آزاد شوند و  ما روز ۱۰ بهمن را روز جشن آزادی آنان اعلام کنیم.

برای شرکت در این حرکت بهخ وبلاگ ۱۰ بهمن مراجعه کنید.

آخرین اخبار دانشحجویان دربند در آوای دانشگاه

وبلاگ آینه آوای دانشگاه

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 14:52  توسط فواد شمس  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 14:43  توسط فواد شمس  | 

پس از گذشت نزدیک به ۴۵ روز از بازداشت دانشجویان چپ و آزادی خواه در اثر فشار وارده که ناشی از مبارزه بی امان انسان های آزادی خواه سرتاسر جهان بود و با پیگیری های مستمر خانواده ها و تلاش تک تک رفقای این دانشجویان نهایتا امروز خبر ملاقات حضوری جمعی از خانواده ها با عزیزان دربندشان موجی از شور و شعف را در میان  خانواده ها و تمامی کسانی که در این چند روز با وجود تمام فشارها و ناملایمات برای آزادی این رفقای دربند تلاش کرده اند موجب شد.

در این میان نکته قابل توجه روحیه بسیار بالا و خوب تک تک بچه هایی است که روز ها در سلول های انفرادی به سر برده اند و در بدترین شرایط ممکن مورد بازجویی های طولانی المدت قرار داشته اند. رفقای دربند ما هرچند مورد فشار هستند هرچند به دلیل نا مناسب بودن امکانات زندان در رنج هستند حتی در این روزهای زمستانی و برفی در سلول های شان باید سرما را تحمل کنند. اما با تمام این ناملایمات روحیه قوی و بالایی داشته اند و این نشان دهنده ی آن است که انسان هایی که آرمان شان رهایی انسان و جامعه است هیچ گاه در مقابل سختی های راه مبارزه کم نمی آورند.

نکته دیگر آن است که این ملاقات یک دست آورد مهم برای خانواده ها و کسانی است که برای آزادی عزیزان دربند مبارزه کرده اند. این امر ناشی از مبارزه و تلاسش پی گیرانه تک تک آن هاست که عاقبت حاکمیت را مجبور کرد به یکی از خواست های به حق ما جامه ی عمل بپوشاند. این امر یک گام به پیش است و یک نوع پیروزی محسوب می شود.

به نظر می رسد  اگر در این چند روز آینده مبارزات خود را برای آزادی رفقای دربندمان و دانشجویان چپ و آزادی خواه زندانی گسترش ببخشیم شاهد پیروزی های جدی تر و آزادی تمامی این رفقایمان هستیم. پس برای رهایی دانشجویان چپ و آزادی خواه دربند و تمامی زندانیان سیاسی دیگر از جمله کارگران زندانی مبارزه خود را تا رهایی کامل آنان متحدانه و قوی ادامه دهیم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 17:8  توسط فواد شمس  | 

واقعا جالب است. یک پدیده ی طبیعی مثل بارش برف کل زندگی یک جامعه را فلج کرده است. در این میان کار ما را هم فلج کرده است. در این چند روز به خاطر برف نتوانسته ام  به اینترنت دست رسی داشته باشم. کلی مطلب آماده کرده ام برای نوشتن اما....

فعلا وبلاگ های تازه تاسیسی که برای آزادی بچه ها راه اندازی شده است را ببینید و پیشنهاد می کنم دوستان و همکلاسی های دیگر بچه ها نیز برای رفقای در بندشان وبلاگ درست کنند. من هم هر کمکی که از دستم بر بیاید برای تان انجام می دهم فقط کامنت بگذارید یا میل بزنید.

در ضمن در چند روز اخیر متاسفانه اخبار ضد و نقیض  و برخورد های نادرست برخی از دوستان در خبررسانی و.... وهمچنین   سوال تاجب برانگیز یک به اصطلاح روزنامه نگار از وزیر اطلاعات و اظهارات وی و بیم و نگرانی ما از بدرفتاری و بعضا شکنجه بچه های دربند و عدم اجازه ملاقات دادن به خانواده ها و.... همه و همه موضوعات مهمی هستند که باید به آن پرداخت.

شرایط حساس است و به احتمال زیاد همه ما اندکی خسته و شاید نا امید شده باشیم اما باید ادامه دهیم. در این زمستان بسیار سرد و در این سرمای بسیار کثیف باید بگویم:

نیست تردید زمستان گذرد/ و از پی اش / پیک بهار با هزاران گل سرخ/ بی گمان می آید!

به امید آزادی تمام دانشجویان در بند

 

 

کیوان، نسیم و علی را آزاد کنید!

 

"برای آزادی نسیم"

 

"علی سالم را آزاد کنید"

 

"کیوان امیری را آزاد کنید"

 

 

روزبهان امیری را آزاد کنید!

 

روزبهان امیری را آزاد کنید

 

 

سعید حبیبی را آزاد کنید!

 

"آزادی برای سعید حبیبی"

 

 

علی کلایی را آزاد کنید! 

 

"برای آزادی علی کلایی"

 

 

دانشجویان دانشگاه آزاد را آزاد کنید!

 

"تا آزادی دانشجویان دانشگاه آزاد"

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 19:49  توسط فواد شمس  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 19:53  توسط فواد شمس  | 

بیش از یک ماه از دستگیری تعداد زیادی از فعالان دانشجویی "چپ و آزادی خواه" به همراه تعدادی دیگر از فعالان دانشجویی می گذرد. ( گزارش "آوای دانشگاه"از 1 ماه مبارزه برای آزادی دانشجویان در بند)

محمود صالحی از فعالان سرشناس کارگری همچنان دربند است و هر روز اخبار  بدی از وضعیت نا مناسب جسمی وی به گوش می رسد.( وبلاگ کمیته دفاع از محمود صالحی)

منصور اسالو از فعالان کارگری و رئیس هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد همچنان در زندان به سر می برد و اخبار حاکی از ناراحتی شدید چشم ایشان است که بیم آن می رود نابینا شود.(سندیکاي کارگران شرکت واحد )


هر روز اخباری مبنی بر بازداشت  و احکام اخراج و تعلیق دانشجویان در شهر های مختلف کشور به گوش می رسد. گویا یک "ضد انقلاب ضد فرهنگی" دیگر نیز در راه است.

هر روز اخباری مبنی بر سرکوب، اخراج  و بی کار سازی کارگران و همچینن  بازداشت فعالان کارگری به گوش می رسد. سرمایه داری لجام گسیخته به جان کارگران افتاده است.

فعالان زنان نیز هر روز مورد تعرض نظم "سرمایه دارانه مردسالار" قرار می گیرند.

دراین شرایط بازی های جناح های رنگارنگ حاکمیت جالب توجه است. روزی نمایندگان مجلس قول آزادی بی قید و شرط دانشجویان در بند را می دهند اما با گذشت چندین هفته هیچ خبری نمی شود. در هفته های اخیر معاونان رنگارنگ قوه قضاییه قول های مساعدی به خانواده ها می دهند اما ناگهان بدون هیچ توضیحی این قول ها همچون هزاران قول دیگر رنگ می بازند.( گزارشات آوای دانشگاه را بخوانید)

 رسانه های رنگارنگ نزدک به اصلاح طلبان حکومتی با اخبار ضد و نقیض و مطالب رنگارنگ سعی در توجیه گری سرکوب فعالان اجتماعی خصوصا فعالان چپ گرا را دارند.

آری آنانی که از اسلحه نقد و یا نقد اسلحه  نا توان و عاجزند! دست به نقد همراه با اسلحه زده اند. دیگر سرکوب عریان گشته است. این جاست که نقش نیرو های فعال اجتماعی بیش از گذشته پر رنگ می شود.

در این شرایط می بایست بدون توجه به بازی های رنگارنگ و نخ نما شده ی جناح های حاکمیت برای آزادی تک تک رفقای دربندمان برای آزادی تمامی زندانیان سیاسی سعی کنیم مبارزه ای و اقدام متحدانه انجام دهیم.

دیگر برای تمامی جامعه به صورت عینی و ملموس ثابت گشته است که  مجلس هیچ نقشی جز "نمایشگاهی مضحکی" شامل جناح ها مختلف حاکمیت نیست. هیچ وعده و وعیدی از آنان در آستانه انتخابات برای ما اهمیتی ندارد. بهتر است به فکر ثبت نام در انتخابات شان باشند!!!!!

دیگر برای تمام جامعه اثبات شده است که قوه قضائیه هیچ استقلالی از خود ندارد و حتی توانایی اجرای قول های معاونت های بالایی خود برای انجام یک کار کوچک همچون ملاقات را هم ندارد.(گزارش لحظه به لحظه از حضور خانواده ی دانشجویان بازداشتی در مقابل زندان اوین)

در این شرایط و با توجه به نزدیک شدن به مضحکه ی انتخابات که گویا قرار است "ویترین نمایشگاه" جناح های مختلف و مضحک تر از یکدیگر حاکمیت  به همراه "چند فسیل" به اصطلاح اپوزیسیون باشد! باید محکم تر از گذشته برای خواست آزادی رفقای دربند مان بایتیم.

برای خواست آزادی دانشجویان "چپ و آزادی خواه" و دیگر فعالان دانشجویی!

برای خواست آزادی "محمود صالحی" و "منصور اسالو" و هر فعلا کارگری دیگری که بازداشت و زندانی می شود!

برای خواست آزادی تمامی" فعالان زن" در سرتاسر کشور!

برای خواست آزادی تمام زندانیان فعال جنبش اجتماعی!

خلاصه  خواست آزادی تمام زندانیان سیاسی!

باید به آقایان ثابت کنیم که ما بازی آنان را در آستانه خیمه شب بازی انتخاباتی شان باور نداریم. ما زندان را جزئی از جامعه می دانیم و برای نابودی زندان همچون دیگر امور زشت و کثیف جامعه مان دست به مبارزه اجتماعی ـ طبقاتی می زنیم. باید به آقایان ثابت کنیم که ما دیگر وارد بازی های مسخره شان نخواهم شد.

در آخر جا دارد با صدای بلند بگویم تا شاید به گوش آقایان بالا نشین و صاحبان اصلی این "ویترین نمایشگاه" در آستانه انتخابات برسد:

آقا؟!؟!یان!  لطفا خودتان را بازی دهید

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 16:11  توسط فواد شمس  | 

 

آوایی دیگر!

گزارش هفته: آکسیون های بین المللی در حمایت از دانشجویان چپ و آزادیخواه

گفتگوی هفته: گفتگو با علیرضا داوودی نماینده ی دانشجویان اعتصابی دانشگاه اصفهان در جمعبندی از 8 روز اعتصاب غذا

گزارش:  گزارشی از وضعیت کارگران اخراجی کارخانه ی آزمایش مرودشت در گفتگو با یکی از کارگران، علیرضا شریعتی

اخبار جنبش های اجتماعی


کل برنامه را می توانید از 
این جا داونلود کنید


رادیو اینترنتی آوای دیگر
www.avayedigar.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 13:57  توسط فواد شمس  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 12:22  توسط فواد شمس  | 

نامه سامرند صالحی خطاب به کارگران،دانشجويان ومردم آزاده

عزيزان، بيش از سه هفته از دستگيری دانشجويان مبارز دانشگاه های ايران ميگذرد!

تا به امروز تعداد زيادی از اين دانشجويان در شرايط نا مناسب در زندان نگه داشته شده اند. اين دانشجويان جرمی جز دفاع از خواسته های انسانی ما، جوانان، زنان، کارگران و ديگر مردم ايران ندارند.

متاسفانه امروز در ايران دفاع از حقوق کارگران، زنان ، کودکان، مبارزه برای آزادی وبرابری جرمی است نا بخشودنی.

جرمی که دانشجويان، پدرم محمود صالحی و منصور اسالو وديگر زندانيان آزاديخواه هم بخاطر آن در زندانند و دارند دوران محکوميتشان را ميگذارنند!

چرا بايد تلاش برای برگزاری روز جهانی کارگر، روز دانشجو و روز زن محکوميت و زندانی در پی داشته باشد. چرا بايد دانشجويان وکارگران زندانی و خانواده هايشان بخاطر دفاع از حقوق اوليه خود دچار محروميتها و بی حقوقی های بشوند که در دنيايی امروز کم سابقه است. ايا اين جماعت حق کسی را خورده اند؟ حاصل رنج و زحمت مردم را به يغما برده اند؟ آزادی، کار، مسکن، بهداشت و نان مردم را به گرو گرفته اند؟ دستور جنگ و بمباران مدارس و بيمارستانها را صادر کرده اند؟ شبانه به خانه های مردم ريخته، آنها را دستگير، زندانی و شکنجه کرده اند؟!!

مردم آزاده، روز جمعه، ۷ دیماه ، مصادف با ۲۸ دسامبر ۲۰۰۷ روز حمايت از دانشجويان زندانی اعلام شده است. دانشجويانی که بارها خواهان آزادی محمود صالحی اسالو وديگر زندانيان شده اند وحمايت خود را از آنها اعلام کرده اند. همان دانشجويانی که محمود صالحی در شرايط نا مناسب جسمی و در زندان از خواسته هايشان پشتيبانی و از آنها حمايت کرده است. امروز اين دانشجويان به حمايتهای ما نياز دارند!

دوستان، پدرم محمود صالحی به شدت از درد ناشی ازکليه ، پروستات، نا رسائی قلبی، سردرد، و فشار خون رنج می برد. در حال حاظر وضعيت جسمی اش به شدت وخيم است. يکی از کليه‌های او از کار افتاده و بدليل محروميت از مداوای موثر، کليه ديگرش نيز دارد از کار می‌افتد. فشار خون او متغيير و چربی قندش بالا رفته است، او روزانه بيشتر از دو بار بيهوش ميشود. عدم مداوای کليه، بر قلب وی نيز تاثير گذاشته است. پاهای او ورم کرده و تزريق بيش از حد امپول آرام بخش، سلامتی او را بيشتر به مخاطره ميندازد. مسئولان و دکتر بهداری زندان تاييد کرده اند که محمود صالحی قادر نيست باقی مانده حکمش را در زندان بگزراند و با قاضی نيز حرف زده اند که وی (قاضی پرونده) دستور داده پدرم را به پزشک قانونی برده تا بفهمند که آيا تحمل ماندن در زندان را دارد يا نه .

با اين وصف آقايان دکتر بابايی و همايون پور دکترهای پزشک قانونی اعلام کرده اند که محمود صالحی قادر به سپری کردن باقی مانده محکوميتش هست. ادعای که تمام زندانيان وحتی زندان بانان بر نادرست بودن آن آگاه هستند.

دوستان، چاره ای نداريم جز اينکه بار ديگر از شما،آزاديخواهان بخواهم برای آزادی دانشجويان و ديگر زندانيان سياسی از جمله محمود صالحی تلاش کنيد!

سامرند صالحی

۳/۱۰/۱۳۸۶

H_samrand@yahoo.com

www.samrand-h.blogfa.com

کارگر را بخوانید

آوای دانشگاه را بخوانید

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 17:40  توسط فواد شمس  | 

به عشق علی سالم و روزبهان امیری که عشق فوتبالند!

و

تک تک بچه های زندانی که نمی توانند فوتبال بازی کنند.

 

فوتبال افیون هزاره سوم است. هر لحظه که قدرت مداران بخواهند افکارا مردم را از واقعیت های کثیف جامعه دور کنند به فوتبال پناه می برند. فوتبال بازی پولدارهاست با تماشاچی های فقیر!

اگر در هزاره های قبل از میلاد گلادیاتور های فقیر همدیگر را می کشتند تا پولدار ها سرگرم شوند اکنون پولدار ها در وسط زمین با هم بازی می کنند تا فقیر ها را سرگرم کنند.

در این چند روز تب فوتبال داغ شده است. سیاست فوتبالی  جای فوتبال سیاسی را گرفته است.  اگر تا دیروز یک راه اعتراض به وضع موجود فوتبال بود. اگر تا دیروز افسانه های فوتبالی برای رهایی انسان ها نبرد می کردند اگر دیروز " دست افسانه ای" مارادونا که منقوش به "عکس چه گوارا" بود مردم آرژانتین را شاد می کرد.

امروز کسانی که ۸ سال ما را در زمین زندگی بازی دادند اکنون به همراه دیگران ما را در زمین فوتبال بازی می دهند. مارادونا ی افسانه ای  می خواهد به سرزمینی بیاید که در آن جوانانش را به جرم دوست داشتن اسطوره آرمان گرایی "چه گوارا" به جرم داشتن آرمان رهایی انسان و سوسیالیسم در بند کرده اند.اکنون دیگر باید غضنفر ها را رها کنیم و خود مارادونا را بچسبیم.

فوتبال به واقع بعد از آن که از خیابان ها به درون استادیوم ها محصور گشت تبدیل به یک کالا شد. تبدیل به یک افیون جدید. افیون هزاره سوم. فوتبال دیگر برای رهایی نیست برای دربند کردن و از خودبیگانگی انسان هاست.

تنها زمانی که بار دیگر از درون استادیوم ها به خیابان ها سرازیر شویم. تنها زمانی که بار دیگر تماشاچی و بازیکن یکی شوند . تنها زمانی که فرار را به سوی پیروزی تجربه کنیم به رهایی می رسیم و هم فوتبال و هم خود انسان را رها می کنیم.

فیلم فرار به سوی پیروزی را حتما بیش از ۵ بار دیده اید! راکی و پله و..... آلمان نازی . غرور فروخفته فرانسه اشغالی!  و اما در این فیلم زندان باستیل نبود!

حال تصور کنید روزی را که از  استادیوم آزادی سرازیر شویم تا زندان اوین! باستیل ها را در قرن ۲۱ نابود کنیم! چه زیبا و رویاییست! اما شاید دست یافتنی!

آوای دانشگاه را بخوانید

به عشق رهایی تمام بچه های دانشجوی زندانی! حمله حمله تیم ... گل بزن گل بزن یالا قهرمان!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 12:12  توسط فواد شمس  | 

برای نسیم سلطان بیگی

 و

 به یاد تک تک بچه های دانشکده علوم اجتماعی و ارتباطات علامه

حیاط دانشکده ما کوچک بود اما به جرات می توانم بگویم دل های بچه بزرگ بود. آرزو های بزرگ آرمان های بزرگ در همان حیاط کوچک شکل می گرفت.  حیاط کوچکی که حتی در حالت های عادی نیز انگار بچه ها تجمع اعتراض آمیز انجام داده بودند. حیاط کوچکی که کافی بود یک نفر روی نیمکت برود و اندکی از آرمان های بزرگ سخن بگوید تا جمعیت همه یک صدا فریاد زنند آن آرمان ها را!

نسیم خودت بهتر یادت هست آن روز ها را! روز هایی که نیمکت های آن حیاط کوچک شاهد تمام اتفاقات بود. شاهد جنب و جوش رفقایت بود. شاهد جنب و جوش خودت بود. شاهد آن همه آرمان و عشق به انسانیت بود.

آقایان بالادستی خیال می کردند این حیاط کوچک مهم نیست. اینت دانشکده کوچک پرت افتاده است و کاری از آن بر نمی آید. اما همه دیدیم که برای سال ها آن جا یکی از قلب های تپنده جنبش دانشجویی بود. همه ی ما دیدیم که چه راه کوتاهی از دانشکده علوم اجتماعی علامه تا زندان اوین وجود دارد و همه دیدیم که خیلی از بچه ها چه سریع این راه را طی کردند.

آری گویا قرار بود زندان ها را دانشگاه کنند اما دانشگاه ها را زندان کردند

وبلاگ برای آزادی نسیم

نسیم عزیز امید وارم زودتر بیرون بیایی تا به ما بگویی که آیا حیاط زندان اوین کوچک تر از حیاط دانشکده ی کوچک اتما دوست داشتنی مان بود؟

آوای دانشگاه را بخوانید

پی نوشت: مصاحبه من با رادیو آلمان

مصاحبه خانم گازرانی همسر محسن حکیمی فعال کارگری زندانی با رادیو آلمان برای رهایی رفقای کارگر خود نیز بکوشیم.

اخبار کامل تر در مورد فعلان کارگری و زنان و دانشجویی زندانی را در سلام دموکرات بخوانید

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 12:59  توسط فواد شمس  | 

تا کنون فکر کرده اید که چرا در ادبیات سنتی حماسی و مقاومت  جامعه ایران همواره ستاره مطرح است؟ تاکنون فکر کرده ایم چرا همیشه با شب می ستزیزیم؟  اما هیچ صبحی را ندیده ایم  و تنها ستاره هایمان دربند شده اند؟

در جامعه ای که سرتاسر تاریخ اش را سیاهی فرا گرفته است همواره ستاره ها باید راه را نشان دهند. همواره برای گریز از خورشید در شب شمع می افروزیم! آری تا زمانی که گرد خورشید انسانیت خویش نگردیم نه تنها خورشید موهوی در آسمان برای خود می سازیم ( اشاره به بخشی از نوشته مارکس در نقد فلسفه حق هگل) که بر روی زمین واقعیت همواره در سیاهی و شب زیست خواهیم کرد به امید درخشیدن ستاره ای که گاه این ستاره های وارطان ها خواهند بود( اشاره به شعر شاملو نازلی سخن بگو) و گاه بچه های زندانی خودمان!

گزارشات مراسم شب یلدا خانواده ها در جلوی اوین

طولانی ترین شب سال را پشت سر گذاشته ایم. دیشب به یاد رفقایمان شمع روشن کرده ایم. امید وارم که طولانی ترین شب ها را که به طول تاریخ این سرزمین خاکستری است را با عمل آگاهانه ی جمعی مان پشت سر بگذاریم.

اخبار خوش زیاد شده است اندک اندک رفقایمان را آزاد می کنند.( در آوای دانشگاه بخوانید) اندکی صبر باید کرد. نه صبر به معنا سنتی اش! صبر به معنای انقلابی اش! یعنی باید همین گونه آگاهانه و جمعی عمل های مان را ادامه دهیم و از این به بعد به جای امید بستن به ستاره هایی که لحظه ای بدرخشند و بجهند و بروند.

به خورشید فردای این شب سیاه بیاندیشیم که محصول باور به وجود انسانی تک تک مان است! محصول عمل جمعی آگاهانه مان باشد.

آوای دانشگاه را بخوانید

اندکی صبر سحر نزدیک است

+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 15:18  توسط فواد شمس  |