بررسی موسیقی مورد علاقه نسل سوم و چهارم
از زیر زمین تا روی زمین در اشغال Teenager ها
فواد شمس
منتشره در مجله روان شناسی و جامعه
"دختر خانوم شصت و هشتی، چرا رفتی دوباره برگشتی"* شایداین تک بیت از یک ترانه ی معروف که این روز ها در هر کجا از مهمانی ها گرفته تا تاکسی و ماشین و در تنهایی های پای کامپیوتر، اینترنت و .... مهمان خوانده و نا خوانده ما است. جان مایه تمامی آن چیزی است که در مورد موسیقی که نسل سوم و چهارم کنونی یا به قول فرنگی ها teenager های جامعه مای گوش می دهند، باشد.
بچه های متولد "سال 68" به بعد و که در میان سبک زندگی پدران و ماردان خود و سبک زندگی نوین کنونی شان در "رفت و برگشت" هستند. بچه هایی که به خیال خیلی ها سرگردان هستند. این سرگردانی و حیران بودن و در رفت و آمد بودن شان نیز در موسیقی که گوش می دهند تبلور یافته است. موسیقی که شاید به خیال ما شکل مبتذلی از همان موسیقی های معروف به "شیش و هشتی" سابق خودمان باشد. اما در واقع بیان کننده ی یک دنیای تازه است که این نسل برای خود در نظر گرفته است.
Teenager ها همیشه عاصی هستند. همیشه می خواهند بر خلاف جریان شنا کنند. در نیتجه شاید کمتر سعی کنند به صورت رسمی و علنی و به قول معروف " روی زمینی" این عصیان خود را نشان دهند. موسیقی یک راه نشان دادن این عصیان است . این موسیقی که روزگاری در زیر زمین نشو نمو کرد اکنون به صورت خیلی فراگیر به روی زمین هجوم آورده است. اگر روزگاری این teenager های شاکی و ناراضی با هدفون هایی در گوش در زمانی که اسکیت بازی می کردند، دوچرخه سوار می شدند، در خیابان قدم می زدند و یا در گوشه اتاق پای کامپیوتر نشسته بودند به موسیقی مورد علاقه شان که قطعا با آن چیزی که پدران و مادران شان و یا حتی خواهران و برادران بزرگترشان می پسندید، متفاوت بود گوش می دادند. امروز به صراحت در مجامع عمومی در خیابان ها، در مهمانی ها و هر کجای دیگر با صدای بلند آن موسیقی را پخش می کنند و لذت عمومی کردن این عصیان شان را در شکل موسیقیایی می چشند.
این Teenager ها بر خلاف نسل گذشته شان تنها مصرف کننده ی این موسیقی نیستند. این ها فارغ تر از آن هستند که به فکر طی کردن رده های "استادی - شاگردی" و غیره برای رسیدن به جایگاه خوانندگی باشند. این ها خود هم شنونده و در عین حال تولید کننده ی این موسیقی هستند. رابطه ی این نسل با موسیقی بر خلاف نسل های گذشته یک رابطه منفعل و یک طرفه ، به عنوان مصرف کننده ی صرف نیست . اینان عاصی تر از آن هستند که در محضر "اساتید موسیقی" مقامات و گوشه های بیاموزند. صرفا با یک برنامه ساده کامپیوتری و چند بیت شعر ساده که برگرفته از زندگی روزمره شان است به" سرعت" (این اکسیر واقعی موسیقی Teenagerها) به تولید موسیقی می پردازند. اینان همچون دیگر عرصه های زندگی شان چندان به قید و بند ها مرسوم پایبند نیستند. روزگاری شاید می توانستیم به این سبک موسیقی "زیر زمینی" بگوییم. اما اکنون این موسیقی آن چنان نسل سوم و چهارم جامعه ما را فرا گرفته است که سرتاسر روی زمین را هم به اشغال خود در آورده است. این سبک موسیقی مدتی است از زیرزمینهای شهر خارج شده و اینروزها فراوان در تاکسیها و دستگاههای همراه پخشکننده موسیقی (مانند امپیتریپلیرها و تلفنهای همراه) شنیده میشود.
هر چند از طرف جریانهای رسمی این نوع موسیقی به رسمیت شناخته نمیشود و پیرو آن سهمی در رسانههای کشور ندارد، اما گسترش تعداد وبلاگها و سایتهای مربوط به این موسیقی و انعکاس اخبار مربوط به زیرزمینیها در رسانههای فارسیزبان خارج از کشور (یعنی شبکههای ماهوارهای و رادیوهای فارسیزبان خارجی) را میتوان از نشانههای اقبال عمومی بهویژه در قشر جوان نسبت به این نوع موسیقی دانست.
این اقبال عمومی در چند سال گذشته به اوج خود رسیده و عجیب نیست که به کمک تکنولوژیهای جدید ارتباطی حالا در دورافتادهترین مناطق کشور هم جدیدترین آهنگهای موسیقی رپ و راک و.... نه تنها شنیده که تولید هم میشود.
به نظر میرسد این سبک موسیقی به شکلی که در جامعه ما رواج پیدا کرده است یک شکل و سبک جدید موسیقی نیست که از جنبه هنری و ارزشهای موسیقایی مورد بررسی قرار گیرد، بلکه بیشتر یک پدیده فرهنگی-اجتماعی است و برای بررسی آن باید به سراغ حوزه علوم اجتماعی برویم. در واقع موسیقی Teenager ها بیشتر از آنکه هنر باشد، رسانه است. نسل که همیشه دیده نشده است. نسلی که حتی انکار شده است می خواهد به وسیله ی یک رسانه دیده شود و صدایش شنیده شود.
در بررسی این سبک موسیقی نکته کلیدی اهمیت سادگی در تولید و انتشار موسیقی است و نه محتوای محصولات تولید شده.
اما سبک این نوع موسیقی نیز نباید نادیده گرفته شود. این موسیقی برای همه است. بدین معنا که همراه شدن تکنولوژیهای جدید ارتباطی با موسیقی امکان تولید و انتشار موسیقی برای غیرمتخصصان و شهروندان عادی را فراهم کرده است. در این شرایط جوانان علاقهمند به موسیقی به تهیه آلبومها و تکآهنگهای خانگی دست میزنند.
اما تمام این جوانان یک هدف واحد ندارند، برخی جوانان به شرایط اجتماعی و سیاسی کشور معترض هستند و این اعتراض را در قالب ترانههایشان منعکس میکنند. دسته دیگری در بخش عمدهای از زندگی روزانهشان به شرکت در پارتی و گذراندن اوقات با دوستان فکر میکنند و از این رو ترانههایشان بازتاب همین طرز فکر است. گروه دیگری از جوانان دلبسته تعلقات ملی یا مذهبی هستند و برای دفاع از این ارزشها موسیقی تولید میکنند. ان گوناگونی را می توانید با یک تجربه ساده در یابید. به لیست موزیک های موجود در دستگاه پخش ام پی تری یکی از این Teenager ها که نگاه بیاندازی، انواع موزیک ها با تم های مختلف با مفاهیم مختلف با سبک های مختلف را در آن می توانید مشاهده کنید. این است که نشان دهنده روح سرگردان و عصیان گر این نسل است که گویا قرار است در همه چیز دخالت کند در عین ان که به همه چیز بی تفاوت است.
نسلی که حتی نوحه های عزاداری اش از سبکی نیست که برای ما و بخش قدیمی تر و سنتی تر جامعه ی ما آشنا است. نسلی که حتی برای سرود های عزاداری اش نیز سعی می کند تم و سبک مدرن تر و شور انگیز تری را انتخاب کند. این نسل با پدران و مادران خود آن چنان جنگیده است که موسیقی مورد علاقه اش را به زور و با پا فشاری از زیر زمین به روی زمین آورده است. این واقعیت را به سادگی می توانید در خودرو های خانوادگی درک کنید. اگر دیروز این Teenager در صندلی عقب ماشین با یک هدفون در گوش می نشست و کاری به موسیقی که از دستگاه پخش خودرو پخش می شد، نداشت. امروز پدر و مادر باید در خودرویی بنشینند که موزیک مورد علاقه Teenager پخش می شود.
این نسل عاصی خودش را و سبک زندگی اش را و از جمله موسیقی اش را با پافشاری مثال زدنی اش به کل جامعه تحمیل کرده است. این نسل با موسیقی اش در خیابان ها و مجامع عمومی فریاد می کشد که می خواهد یک " شصت و هشتی" باشد و می خواهد" در رفت و برگشت" باشد. نمی خواهد در یک جا ساکن بماند. این نسل امروز موسیقی اش را حتی بدون تائید مراکز رسمی و بدون تائید بزرگتر ها از زیر زمین به روی زمین آورده است فردا قطعا پا را فراتر خواهد گذارد و کل سبک زندگی را علنی می کند.
* برگرفته از آهنگ "موشول اینا کجایند" کاری از ساسی مانکن یکی از محبوب ترین خوانندگان teenager ها ی امروزی